X
تبلیغات
حدیث موضوعی نهج البلاغه برادر قرآن
"به نام خدا" به وبلاگ نهج البلاغه برادر قرآن خوش آمدید. لطفا برای ارائه هرچه بهتر مطالب در نظرسنجی وبلاگ نیز شرکت کنید
تاريخ : یکشنبه 17 فروردین1393 | 14:45 | نویسنده : امیر گودرزی

ضوابط، نه روابط!

در همه جای مدینه، سخن از مسأله خلافت و رهبری امام علی ـ علیه السلام ـ بود، روز گذشته همه مسلمانان ازدحام کرده بودند و در حضور اما علی ـ علیه السلام ـ با آن حضرت بیعت نمودند، که با تمام توان در خط او حرکت کنند، و یاور خوبی برای انقلاب اسلامی به رهبری امام علی ـ علیه السلام ـ باشند.

 مسجد مدینه هیچ گاه آن همه جمعیت ندیده بود، جمعیتی که با شور و شوق و هیجان، به سوی امام علی ـ علیه السلام ـ آمده بودند و او را به عنوان خلیفه رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ پذیرفتند.

مردم مسلمان در دسته های کوچک و بزرگ، پیرامون خلافت و شیوه های آن در گذشته و زمان حاضر گفتگو می کردند، بعضی خیال می کردند امام علی ـ علیه السلام ـ همان روش خلفای سابق را ادامه می دهد، و بعضی ها عقیده ای مخالف این داشتند و عده ای نیز می گفتند: در بعضی از موارد که مطابق موازین اسلام است، روش آن ها را دنبال می کند و گرنه، نه... .

همه با خبر شده بودند که فردای آن روز یعنی روز دوّم خلافت آن حضرت قرار است او با مردم سخن بگوید، و حتماً منشور و برنامه رهبری خود را در سخن خویش بیان می دارد، و قطعنامه ای در این راستا ارائه خواهد داد، از این رو طبیعی است که جمعیت بسیار در مسجد النّبی اجتماع خواهند کرد.

زمان با سرعت می گذشت و لحظه موعود آرام آرام فرا می رسید، سران قوم در جنب و جوش بودند، خائنان و خادمان و بی تفاوتان و خلاصه هر گروهی با خود می گفتند: آیا براستی حکومت علی ـ علیه السلام ـ نسبت به ما چگونه خواهد بود؟!

ولی مۆمنان پرهیزکار، می دانستند که «علی ـ علیه السلام ـ را با حقّ است و حق با علی»

فردا فرا رسید، جمعیت از هر سو اجتماع کردند، امیر مۆمنان برخاست[1] و خطاب به مردم کرده و اولین سخنش، بعد از حمد و ثناء این بود: «ذمّتی بما اقول رهینه و انابه زعیم، انّ من صرّحت له العبر عمّا بین یدیه من المثلات حجزته التّقوی عن تفحّم الشّبهات...؛

به این ترتیب مردم روش آن حضرت را در رهبری، دریافتند که بر اساس تقوی و قرآن و سنّت است، و برتری های موهوم قومی و رفاقت و دوست بازی و پارتی بازی و روابط در کار نیست، بلکه کارها بر اصول ضوابط است

آن چه می گویم ذمّه ام در گرو گفتارم است و خودم ضامن اجرای آن هستم، (چنین نیست که حرفی بزنم ولی به آن عمل نکنم) کسی که از رفتار گذشتگان و کیفر اعمال سوء آن ها، پند و عبرت گیرد، تقوا و خدا ترسی، او را از فرو رفتن به آن گونه رفتار بی فرجام باز می دارد...».

امام علی ـ علیه السلام ـ در همین گفتار، خط بطلان بر روش گذشتگان کشید، و به حاضران هشدار داد که پیروی از آن روش نکنند، و قاطعانه اعلام کرد که من مرد عمل هستم نه حرف، و پس از مطالبی فرمود: «و الّذی بعثه بالحقّ لتبلبلنّ بلبله و لتغربلنّ غربله و لتساطنّ سوط القدر حتّی یود اسفلکم اعلاکم، و اعلاکم اسفلکم...؛ سوگند به پیامبر اسلام که خداوند او را به حقّ مبعوث کرد، شما (از این پس) به سختی آزمایش و غربال می شوید، و همانند غذای داخل دیگ هنگام جوشش، زیر و رو خواهید شد، آنچنان که افراد بالا، پائین و پائین بالا قرار خواهند گرفت، آنان که در اسلام براستی سبقت داشتند، ولی کنار زده شده بودند، سرکار خواهند آمد، و کسانی که با ترفند و نیرنگ خود را به پیش انداخته بودند، عقب زده می شوند ».

آن چه می گویم ذمّه ام در گرو گفتارم است و خودم ضامن اجرای آن هستم، (چنین نیست که حرفی بزنم ولی به آن عمل نکنم)

سپس فرمود: مردم سه دسته اند: 1ـ به سرعت به سوی حق می روند، این ها نجات می یابند 2ـ با کندی به سوی حقّ می آیند، در این ها هم امید نجات هست 3ـ در راه حق کوتاهی می کنند، این ها در آتش دوزخ سقوط خواهند کرد.

تا این که فرمود: «الیمین و الشّمال مضلّه و الطّریق الوسطی هی الجادّه علیها باقی الکتاب و آثار النّبوه؛ انحراف به راست و چپ، گمراهی است، راه مستقیم و میانه، همان جادّه حق است، که قرآن و سنّت، به همین جادّه سفارش می کند».[2]

به این ترتیب مردم روش آن حضرت را در رهبری، دریافتند که بر اساس تقوی و قرآن و سنّت است، و برتری های موهوم قومی و رفاقت و دوست بازی و پارتی بازی و روابط در کار نیست، بلکه کارها بر اصول ضوابط است.

 



پی نوشت:

[1] . این روز، روز جمعه 25 ذیحجه سال 35 هجری قمری بود، و بعضی این روز را مصادف با عید نوروز دانسته اند (منهاج البراعه، ج 7، ص 68)

[2] . نگاه کنید به خطبه 16 نهج البلاغه.


 

منبع: داستان های نهج البلاغه، محمد محمدی اشتهاردی .


برچسب‌ها: امام علی, نهج البلاغه

تاريخ : شنبه 24 اسفند1392 | 14:27 | نویسنده : امیر گودرزی

سلام بر شاهد کوچه های مدینه

سلام بر کوچه و شب های مدینه

سلام بر نیلی و رنگ سرخ کبود

سلام بر بانوی پهلو شکسته مدینه

 

وبلاگ نهج البلاغه برادر قرآن

شهادت

"حضرت فاطمه (س)"

را بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت عرض می نماید.

 

برای مطالعه زندگی نامه حضرت فاطمه (س) لطفا اینجا کلیک کنید.

 


برچسب‌ها: حضرت فاطمه

تاريخ : شنبه 3 اسفند1392 | 22:48 | نویسنده : امیر گودرزی

یک تکه گوشت عذاب‌آور!!

اگر آدمی از زبان خویش مراقبت نکند، بلندگوی شیطان می‌شود و شیطان، جز بذر نفاق و کینه و عداوت چیز دیگری نمی‌کارد. شیطان با جدایی انداختن میان انسان‌‌ها، کینه و عداوت خود را نشان می‌دهد و در این راه از زبان آدمی بهره می‌گیرد.

آدمی هویت خویش را به وسیله زبان هویدا می‌کند؛ از این جهت که پرده از سلامت درون و قلب خویش برمی‌دارد یا گرفتاری خویش در دام شیطان را به نمایش می‌گذارد. لغزش زبان به دلیل اینکه بسیار خطرناک است، عذابش نیز در قیامت از سایر اعضا و جوارح بیشتر است. رسول‌خدا(صلی الله علیه و آله) در حدیثی فرموده است: «خداوند متعال چنان زبان را عذاب کند که هیچ یک از اعضای انسان مثل او عذاب نشود. زبان می‌گوید: پروردگارا! مرا عذاب کردی، به عذابی که هیچ یک از جوارح را آن‌گونه عذاب نکردی. به زبان ضاسخ داده شود: از تو کلمه‌ای خارج شد، پس به شرق زمین و غرب زمین رسید؛ به خاطر آن کلام، خون حرام ریخته شد و مال حرام را تصاحب کردند، به ناموس حرام تجاوز شد. قسم به عزت و جلالم! تو را عذاب خواهم کرد، به عذابی که هیچ یک از اعضا و جوارح را آن‌گونه عذاب نکنم».(1)

اگر آدمی از زبان خویش مراقبت نکند، بلندگوی شیطان می‌شود و شیطان، جز بذر نفاق و کینه و عداوت چیز دیگری نمی‌کارد. شیطان با جدایی انداختن میان انسان‌‌ها، کینه و عداوت خود را نشان می‌دهد و در این راه از زبان آدمی بهره می‌گیرد. زبان گناهانی را مرتکب می‌شود که نه تنها دنیای او را ویرانه می‌سازد؛ بلکه آخرت او را نیز نابود می‌کند. گناهانی که شاید روزمره بسیار بر زبان ما جاری شود!

..........

برای مشاهده ادامه متن لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 

 


برچسب‌ها: امام علی, نهج البلاغه, زبان, دروغ, تهمت

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 7 بهمن1392 | 2:1 | نویسنده : امیر گودرزی

داستان منطق و منطق پذیری را خوانده ای؟

 
 
 
 

رهبرى اسلامى، از پشتوانه حق برخورددار است، نیازى به اعمال فشار بر مخالفین خود نمى‏بیند و سخنان نارواى مخالفین را تحمل مى‏كند، ولی اگر رهبرى از چنین پشتوانه‏اى بى بهره باشد، چاره‏اى جز اعمال فشار بر مخالفین حق گوى خود، براى ادامه سلطه خویش ندارد، و به هر وسیله كه مى‏تواند از انتشار سخن آن‏ها جلوگیرى مى‏كند هر چند با فشردن گلوى آن‏ها.

در دوران كوتاه حكومت علوى، فقط خوارج براى بحث و انتقاد آزاد نبودند، بلكه افراد و گروه‏هاى دیگر نیز، خود را براى اظهار نظر هر چند مخالف رأى امام ـ علیه السلام ـ آزاد مى‏دیدند،و امام آزادانه، با آن‏ها به بحث مى‏نشست، و بدون هیچ گونه تحمیلى، منطق خود را تشریح مى‏كرد و چه بسا طرف مقابل تسلیم استدلال و منطق مى‏گردید.

 

برای مشاهده ادامه متن لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.


برچسب‌ها: نهج البلاغه, امام علی

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 14 دی1392 | 11:20 | نویسنده : امیر گودرزی

نمیدونستم اینقدر با شیطان همراهم!!

 

امام علی (علیه السلام) در یکی از گفتارهای خود، برخی از مخالفان و متمرّدان را این‌گونه توصیف می‌کند: «‌منحرفان؛ شیطان را معیار کار و محل اعتماد خود گرفتند، و شیطان نیز آنها را شریک خود قرار داد و در دل‌هاى آنان تخم شقاوت نهاده و جوجه‌هاى خود را در درونشان پرورش داد و در سینه ایشان به حرکت در آمد و در کنارشان به تدریج رفتار کرد. با چشم‌هاى آنان می‌نگریست و بازبان‌هاى آنان سخن می‌گفت. پس با یارى آنها بر چهارپای گمراهى سوار شد و کردارهاى زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد، مانند رفتار کسى که نشان می‌داد در حکومت شیطان شریک است و با زبان شیطان، سخن باطل می‌گوید». (خطبه 7)

 

شیطان این دشمن دیرینه انسان که به عزت پروردگار قسم خورده همه ی انسانها را بفریبد، به اذن خداوند در عرصه ابتلا و آزمایش انسان مهمترین مانع در جهت قرب ربوبی می باشد. شناخت این دشمن و راه های نفوذش در زندگی از اصلی ترین وظایف هر مسلمانی است که متأسفانه مداخله و تدلیس شیطانی غالباً مورد غفلت قرار می گیرد.

 

برای مشاهده ادامه متن لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.

 


برچسب‌ها: امام علی, نهج البلاغه

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 16 آذر1392 | 12:56 | نویسنده : امیر گودرزی

مرگ، تقدیری که خواهد آمد!

مرگ ما را با دنیایی نو روبه‌رو می‌کند که تمام عواملش شگفت‌انگیز است. با نمایان شدن عالم غیب، معیارها و بینش‌های دیگر اساس ارزش‌ها و ارزیابی‌ها می‌شود. مرگ، حقیقت ناشناخته و یا کم‌شناخته‌ای نیست؛ موضوعی است که بعد از دو مقوله «خدا» و «دین»، آشناترین مفهوم زندگی و حیات بشری است و انسان از روزی که پای بر قلمرو حیات نهاده، با این پدیده آشنایی عینی و ملموس داشته است.

مرگ، مهم‌ترین حادثه تاریخ زندگی بشر و ناشناخته‌ترین وجه حیات است که جز از منظر وحی، نمی‌توان تصویری از آن پیدا و ارائه کرد. امام علی علیه السلام آن را این‌گونه توصیف کرده است: «هر کس از مرگ بگریزد، با مرگ روبه‌رو شود؛ زیرا اجل در کمین جان است و سرانجام گریزها هم‌آغوشی با آن است. وه که چه روزگارانی در پی گشودن راز مرگ بودم، اما خواست خدا این بود که این اسرار هم‌چنان فاش نوشد. هیهات!‌چه دانش سر به مهری!».(1)

امام علی علیه السلام در نهج‌البلاغه با توضیح‌ها و تصویرهایی، به بازکاوی حقیقت مرگ پرداخته و چهره ملموس‌تری از آن را نشان می‌دهد.

سیمای ظاهری مرگ

امام علیه السلام از این جهت، سیمای آن را این‌گونه به تصویر می‌کشد که مرگ بر تمام مسئولیت‌ها، تلاش‌‌ها، آرزوها و هدف‌های دنیوی انسان خط پایان می‌کشد؛ به عبارتی دیگر سیمای ظاهری و عرفی مرگ همین است که آن را پایان زندگی، پایان‌بخش آمال و آرزوها و عامل نابودی لذت‌ها و کام‌جویی‌ها بدانیم. امام علیه السلام می‌فرماید: «شادابی زندگی را افسردگی پیری در پیش است. دوران عافیت به بیماری و درد پایان می‌پذیرد و سرانجام زندگی جز مرگ نیست؛ مرگی که دست شما را از دنیا کوتاه می‌کند و راه آخرت را پیش پای انسان می‌نهد. با تن‌لرزه‌ها، دردهای جانکاه، اندوه گلوگیر و نگاه فریادخواه از یاران و خویشاوندان و همسران کمک می‌خواهد، اما کاری از دست کسی برنمی‌آید و گریه سود نمی‌رساند.»(2)

امام علیه السلام در بیانی دیگر این چهره مرگ را بسیار زیباتر به تصویر می‌کشد: «مرگ، میهمانی است ناخوش‌آیند که ناخواسته از یار و دیارمان جدا می‌کند. حریفی است که هماورد ندارد».(3)

این توهم غفلت‌زا را از خود دور کنید که مرگ اگر هم حق است و قانون، برای همسایه است و برای غیر ما نوشته شده است

اما حقیقت مرگ، چیزی فراتر از این دریافت ظاهری و در حد فهم و درک عامه مردم است. مرگ، تنها گذرگاه جهان غیب است؛ دریچه‌ای برای خروج از عالم خیال و ورود به جهان حقیقت و واقعیت. مرگ ما را با دنیایی نو روبه‌رو می‌کند که تمام عواملش شگفت‌انگیز است. با نمایان شدن عالم غیب، معیارها و بینش‌های دیگر اساس ارزش‌ها و ارزیابی‌ها می‌شود. از همین روست که انسان انگشت حسرت به دندان می‌گزد و از آنچه در تمامی دوران عمر خود به آن دل‌بسته بود، دل‌زده می‌شود!

 

برای مشاهده ادامه متن لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.


برچسب‌ها: امام علی, نهج البلاغه

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 19 آبان1392 | 12:32 | نویسنده : امیر گودرزی

«باز این چه شورش است» که می خواهد این چنین

شور از  هر آنچه گریه و ماتم درآورد

باید دوباره عشق، لباس سیاه را

از بقچه های کهنه پُر غم درآورد

 فرا رسیدن ماه عزای آل الله، بر تمامی عاشقان تسلیت باد.



تاريخ : دوشنبه 13 آبان1392 | 13:41 | نویسنده : امیر گودرزی

نقش عزت نفس و خوش زبانی در امنیت جامعه

امنیت نخستین و مهمترین شرط یک زندگی سالم اجتماعی است. تا آنجا که می گویند: اصولا تا جلوی مفسدان را با قاطعیت و بوسیله نیرومندترین سدها نگیرند جامعه روی سعادت را نخواهد دید.

از این رو حضرت ابراهیم (علیه السلام) هنگام بنای کعبه نخستین چیزی که از خدا برای آن سرزمین تقاضا کرد نعمت امنیت بود. سخت ترین مجازاتها در فقه اسلام برای کسانی در نظر گرفته شده که امنیت جامعه را به خطر می افکنند. این شدت عمل فوق العاده که اسلام در مورد محاربان به خرج داده، برای حفظ خون بی گناهان و جلوگیری از حملات و تجاوزهای افراد ظالم ، زورمند به جان ، مال و نوامیس مردم بی گناه است .

کسانی که می خواهند سرزمینی آباد، آزاد و مستقل داشته باشند باید قبل از هر چیز به مسئله ی امنیت بپردازند ، سپس مردم را به آینده ی خود امیدوار سازند و به دنبال آن چرخهای اقتصادی را به حرکت درآورند .

اسلام می خواهد در جامعه امنیت کامل حکم فرما باشد. مردم به یکدیگر هجوم نبرند از نظر زبان ، اندیشه و فکر در امان باشند .

از جمله عواملی که در تحول جامعه و ایجاد امنیت اجتماعی مورد توجه قرار گرفته و مهم تلقی شده، خصلت های اخلاقی اعضای جامعه اعم از خصال حسنه و سیئه است. از نظر امیرالمۆمنین علیه السلام تخلق اعضای جامعه به برخی خصال می تواند آثار عینی اجتماعی و عمومی داشته باشد. خصلت های مزبور وقتی در حد گسترده ای میان مردم جاری شود تبدیل به یک پدیده اجتماعی می شود و نتایج اجتماعی دربر خواهد داشت. به عنوان مثال، در یکی از خطبه های خود، آن حضرت درباره یکی از جوامعی که از نظر ایشان وضع مطلوبی پیدا کرده بود، سخن می گوید و علت رشد آنها را چنین ارزیابی می کند:

«قوم والله میامین الرای، مراجیح الحلم، مقاویل بالحق، متاریک للبغی; مضوا قدما علی الطریقة و اوجفوا علی المحجة، فظفروا بالعقبی الدائمة و الکرامة الباردة » ( نهج البلاغه،خطبه 116)

 

برای مشاهده ادامه متن لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید.


برچسب‌ها: امام علی, نهج البلاغه

ادامه مطلب
  • قالب بلاگفا
  • قالب وبلاگ